قطران تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۳

تا کی باشم صبور در محنت دوست

کآرام دل و جان من از دیدن اوست

گر زین دوستی تو را بدرّاند پوست

از دوست همیشه دور بودن نه نکوست