رنگ زمین زرد گشت و طبع هوا سرد
رطل می سرخ گیر بر بهی زرد
چرخ پر از دود گشت ز ابر سیه فام
و ابر به آب از رزان بشست سیه گرد
زاغ گرفته به راغ مسکن بلبل
نار گرفته به باغ جایگه وَرد
باد ز گلبن پرندِ سرخ بیاویخت
و ابر به صحرا حریر زرد بگسترد
باد خزان بر چمن ز بدره فشانی
شاخ بهی را چو دست شاه جهان کرد
میر زمین لشگری که از کف رادش
از گهر زر و سیم گرد برآورد
از سر یاران او مباد جدا ناز
از تن خصمان او مباد بری درد