جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۲

فصل خزان رویم به سیر کنار آب

فواره گلبنی است که دارد بهار آب

عزلت گزین و منزلت خویش را ببین

در گل زجوی بیشتر است اعتبار آب

ای من اسیر عالم رندی که باشدش

معشوق مست و جام شراب و کنار آب