فصل خزان رویم به سیر کنار آب
فواره گلبنی است که دارد بهار آب
عزلت گزین و منزلت خویش را ببین
در گل زجوی بیشتر است اعتبار آب
ای من اسیر عالم رندی که باشدش
معشوق مست و جام شراب و کنار آب