دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی
نه عجب زلاله و گل بودش اگر فراغی
نه برنگ لاله در باغ بگل بود مشابه
چه مشابهت بدل داشت اگر نداشت زاغی
۳
چو بدید خط سبزت بلب تو خال زنگی
بشکر بگفت کز چیست مکان گرفته زاغی
تو که رفتی از شبستان و نداد نور ماهم
مگر آه سینه از برق فروزدم چراغی
همه جا خیام لیلی است بدشت خاطر تو
عجبم من از تو مجنون که زحی کنی سراغی
۶
تو که ساقی بهشتی و بجام تست کوثر
چه کم ار کنی عنایت تو به تشنگان ایاغی
مستای هیچ آشفته بر علی تو کس را
بر آفتاب تابان چه کند چراغ راغی