ای سبزه ریحان خطت سنبل گلپوش
وای شکر شیرین لبت غنچه مینوش
ای ماه تو خورشیدوش و مشتریانگیز
خورشید تو جوزاکمر و زهرهبناگوش
ای لاله رخسار تو گلبرگ سمنتاش
وای سرو خرامان تو شمشاد قصبپوش
در گردن مقصود کنم دست حمایل
گر زآنکه دهد دست و شوم با تو همآغوش
چون پرده عشاق درد حاسد بدگوی
شرط است که بر قول مخالف نکنی گوش
از چشم تر و سینه پرسوز و لب خشک
بر جان من و شمع چهها رفت شب دوش
وقتی که قدم رنجه کنی بر سر عشاق
زنهار مکن روحی عطار فراموش