ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۴۸ - قطعه به بحر مضارع محتوی بر هشت بیت

«اَپر»، سپس (چو «دُنک») پس «آوان» شمار پیش

«پارانته» هست خویش و «پاران» اقریب و خویش

«فی» دختر است و «فیس» پسر دربر عقب

«پارمی» بود میانه و «آنفاس» هست پیش

«اُب» را شمر فلق «کرپوسکول» شفق بود

«بل فی» عروس و «ژانْدْر» خَتَن، «اولسِر» است ریش

بزغاله «شوره» دان و بزِ ماده هست «شور»

«اینو» بره «موتُن» غَنَم آمد، «برِبی» میش

«دُ» هست پشت و «وانتر» شکم شد، مراره «رات»

«موستاش» هست سبلت و می‌دان تو «بارب» ریش

«پنست» چو کلبتان شد و مِنشار «سی» بُوَد

«مارته» چکوش و «هاش» تبر دان، «فلشیه» کیش

«آنفان» شمار کودک و «آفابل» مهربان

«اسکُرپیُن» چو کژدم و «پیکورور» است نیش

«سکره» نهان پدید «کلِر» شد و «دان» میان

باشد فقیر «پُوْر» و بوَد مالدار «ریش»