عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۲

جانا دهنی چو پسته داری

در پسته گهر دو رسته داری

صد شور به پسته در فتاده است

زان قند که مغز پسته داری

قندیم فرست و مرهمی ساز

زین بیش مرا چه خسته داری

در هر سر موی زلف شستت

صد فتنهٔ نانشسته داری

گفتی به درست عهد کردم

صد عهد چنین شکسته داری

در تاز و جهان بگیر کز حسن

صد ابلق تنگ بسته داری

یک گل ندهی ز رخ به عطار

وانگاه هزار دسته داری