وفا به مهر و عداوت به کین نمیارزد
گشاد کار به چین جبین نمیارزد
زمانه گر شود آیینهدار امیدت
به حسرت نگه واپسین نمیارزد
بنای ملک سلیمان کدورتآباد است
به چین حلقه نقش نگین نمیارزد
دلم در آتش اوضاع روزگار گداخت
دوروزه عمر به آن و به این نمیارزد
گرفتم آنکه ز پستی به عرش رفتی اسیر
به خاکمالی دام زمین نمیارزد