×
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۱
پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
حال نگفته از درت بادل ریش میروم
از همه کس چو ذره ام پیش تو آفتاب پس
گر بمنت نظر بود از همه پیش میروم
پیش زبان مدعی چون مگسم چه غم بود
[...]
۶ بیت