×
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۴
جهان جوان ز بهار و خزان پیری ماست
کنون بساغر می وقت دستگیری ماست
تو مست عیش و فقیران غبار غم دارند
ترا چه غم ز غبار غم و فقیری ماست
وصال چشمه خورشید سایه تابش نیست
[...]
۷ بیت