سنایی » طریق التحقیق » بخش ۱۸ - در جواب عقل «و سقیهم ربهم شراباً طهورا»
گفتم ای سایهٔ الهی تو
زآنچه هستی جوی نگاهی تو
عطار » اسرارنامه » بخش هفدهم » بخش ۲ - الحکایه و التمثیل
خوشی خود را غروری میدهی تو
سبد از آب زود آری تهی تو
عطار » هیلاج نامه » بخش ۱۷ - در ذات و صفات و عین الیقین فرماید
در او زن اگر مرد رهی تو
اگر از دیدش اینجا آگهی تو
عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۴ - در آنچه شریعت و حقیقت مراد یکی است
عیان اینجا است گر مرد رهی تو
از این سان یاب اینجا آگهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۱۱ - در خطاب کردن با دل در رموز معانی فرماید
همی خواهی کز این چنبر جهی تو
قدم بیرون این چنبر نهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۲۴ - حکایت روباه و بچاه شدن او
که گردی ناگهان و جان دهی تو
نداری از تن و جان آگهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۷۶ - در سؤال کردن کسی از منصور حلّاج در سرّ دوستی حق تعالی و جواب گفتن او با تمام فرماید
چو تو سر بر زمین هر دم نهی تو
کجا داد خداوندی دهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۷۶ - در سؤال کردن کسی از منصور حلّاج در سرّ دوستی حق تعالی و جواب گفتن او با تمام فرماید
بود لیکن اگر مرد رهی تو
بمعنی و بصورت آگهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۸۱ - درخواب دیدن عاشق که گوش معشوق بدست گرفته و از خواب بیدار شدن و گوش خود را در دست خود دیدن فرماید
تو موصوفی ولی نه آگهی تو
که چون سالک فتاده در رهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۸ - در صفات دل و دیدن اعیان و راز گفتن فرماید
شوی و بود خود یکسان نهی تو
کز این عین مرض یابی بهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند
گهی اندر سلوکش ره دهی تو
رهی گم آری و منّت نهی تو
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۳۵ - در خبر دادن سلطان العارفین بایزید فرماید
از آن جوهر گر اینجا آگهی تو
خبرداری وگرنه ابلهی تو
سلیمی جرونی » شیرین و فرهاد » بخش ۵۷ - پاسخ دادن شیرین، خسرو را
ز هر مهتر که پیش آمد مهی تو
ز جمشید و ز کیخسرو بهی تو
نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۲۶ - رباعیات در مدح حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم
ای نصرّ لعمرک افسر شاهی تو
جبریل فرومانده ز همراهی تو
اینجا که محمد رسول اللهی
آگاه نیم زلی مع اللّهی تو