گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۶

 

دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز

آب ز سر برگذشت در جگر آتش هنوز

آ]وی سرگشته شد کشته به تیر نظر

گر نبرد ترک مست دست بترکش هنوز

از گذر سیل اشک نقش بصر شسته شد

[...]

۸ بیت
اهلی شیرازی
 

سیدای نسفی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۹ - مثنوی از برای سرمای زمستان گفته

 

ز سرما خلایق مشوش هنوز

ندیدند دودی ز آتش هنوز

۱ بیت
سیدای نسفی