×
عطار » مختارنامه » باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق » شمارهٔ ۲۳
ره نیست بدان دانه کِشتند مرا
وز قصّهٔ آن خط که نوشتند مرا
گر میبندانم آنکه درمان من است
دانم که ز درد او سرشتند مرا
۲ بیت
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸
زان روز که آب و گل سرشتند مرا
در دل همه تخم مهر کشتند مرا
سرگشته از مهم که خورشید و خان
یکروز بحال خود نهشتند مرا
۲ بیت