×
عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۶ - الحکایه و التمثیل
برین نطعی که در چشم است خردت
نمیدانی که تا در چیست بردت
۱ بیت
عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۹ - در هدایت یافتن در شریعت فرماید
منم دیوانهٔ سودای دردت
شده بی دینم اندر عشق فردت
۱ بیت
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۱۰ - در عین ذات وصفات وقدرت و قوّت اسرار الهی فرماید
ز قرآن جوی هر درمان دردت
کز این عین دوئی آزاد کردت
۱ بیت
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۳۲ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه)
تو اوئی واصل اسرار گردت
در اینجاگه بکل دیدار کردت
۱ بیت
ظهیر فاریابی » رباعیات » شمارهٔ ۸
ای باده،کدام دایگان پروردت
جانت به سزا بود،که خدمت کردت؟
ای آب حیات،بنده آن خضرم
کز ظلمت آن گور برون آوردت
۲ بیت
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۶۱ - در بیان آنکه هرچه از شیخ واصل آید آن را از خدایتعالی باید دیدن زیرا که شیخ پیش از مرگ مرده است و حق در او تصرف میکند و در دست قدرت حق همچون آلت مرده است چنانکه تیشه و ارّه به دست نجّار و کلک و قلم به دست نقاش. و در بیان آنکه چون ماجرا میان ولد و شیخ صلاح الدین عظم اللّه ذکره دراز کشید ولد را معلوم شد که به فکر و معرفت آنچه خلاصهٔ کار است نخواهد روی نمودن از آن حالت بگذشت.
رمز گفتم اگر بود خردت
سوی باقی این سخن بردت
۱ بیت
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۷۲ - در بیان آنکه اولیا را سه حالت است. یکی آن است که حالت به دست او نیست گاه گاه به ناخواست او بر او فرود آید باز به ناخواست او برود این مقام ضعیف است. و یکی آن است که حالت به دست اوست هرگاه که خواهد چون بخواندش بیاید مثل بازی که مطیع بازدار باشد، این مقام میانه است و یکی دیگر آن است که شخص عین آن حالت شود، این مقام تمام است و چنین کس قطب باشد
همچو توحید کفر او بردت
در جهانی کزان رسد خردت
۱ بیت
اهلی شیرازی » شمع و پروانه » بخش ۲۸ - مژده دادن هاتف غیبی پروانه را
خداوندا، به بیداران فردت
به بیخوابی بیماران دردت
۱ بیت
اهلی شیرازی » شمع و پروانه » بخش ۳۴ - خطاب شمع با کافور و استعانت از او
بدو گفتا که نبود هیچ دردت
از آن یخ بارد از گفتار سردت
۱ بیت
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۱ - جوجهٔ نافرمان شاعر نامشخص
چشم خود تا به هم زنی بردت
تا کله چرخ دادهای خوردت
۱ بیت