×
عطار » مختارنامه » باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق » شمارهٔ ۲۷
تا از غم تب دلش به صد درد افتاد
شد زرد رخ و بر رخ او گرد افتاد
گفتم که چه بود کافتابت شد زرد
گفتا مگر آفتاب بر زرد افتاد
۲ بیت
اوحدی » جام جم » بخش ۲۲ - دور اول در مبدا آفرینش
نفس چون در سوم نورد افتاد
سومین جوهر دو فرد افتاد
۱ بیت