گنجور

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۱

 

گلی تو، گل! نظر اما نمیتوانم کرد

ملی، دماغ تر اما نمیتوانم کرد

کنم بآتش فریاد، کوه را سیلاب

دل ترا خبر اما نمیتوانم کرد

ضرور گشته ز خود رفتنی مرا ز غمش

[...]

۲۰ بیت
واعظ قزوینی
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۷

 

نمود رخ نظر اما نمی توانم کرد

دعا شدم اثر اما نمی توانم کرد

سواد نقطه ی خالم چو دیده روشن شد

سر از خطش به در اما نمی توانم کرد

مطول سر زلفش به دستم آمده است

[...]

۱۰ بیت
نورس دماوندی