ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۱۳
بحریست نه کاهنده نه افزاینده
امواج برو رونده و آینده
عالم چو عبارت از همین امواجست
نبود دو زمان بلکه دو آن پاینده
خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۹۵
بادا کَرَم تو بر همه پاینده
احسان تو سوی بندگان آینده
بر بندهٔ خود گناه را سخت مگیر
ای داور بخشندهٔ بخشاینده
خواجه عبدالله انصاری » مناجات پیر انصار » شمارهٔ ۷۷
بادا کرم تو بر همه پاینده
احسان تو سوی بندگان آینده
بر بنده خود گناه را سخت مگیر
ای داور بخشنده بخشاینده
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۳ - طیبت
دولت شاه باد پاینده
نعمتش هر زمان فزاینده
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی واحواله » بخش ۳ - جوابها که با نفس کلّی گوید
کشورش روز و شب فزاینده
او و هرچ اندروست پاینده
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۱۱ - در بقا و فنای جسم و جان گوید
روزی آخر ز چرخ پاینده
هم تو سایی و هم بساینده
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۴۶ - فیالحرکة و ترک الاوطان فی طلبالآخِرَة، قال النّبی علَیهالسّلام: اطلبوا العلم ولو باصّین، وَ قالَ علَیهالسّلام: سافِرُوا تغنموا، ولاتفخروا بالوطن
سبل از دیدهها رباینده
چرب دستان به تیر آینده
کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۵۹
اقبال تو باد دایم افزاینده
صیت تو رونده دولتت آینده
هم پایۀ قدر بر فلک ساینده
هم سایۀ لطف بر جهان پاینده
کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۶۰
ای داد تو بر داد و دهش پاینده
بر خاک رخ از فروتنی شاینده
بگشاد در و آب زده خانۀ خویش
هر شب ز پی رونده و آینده
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۶ - استشهاد آوردن حکایت سلطان محمود که امیرانش از حسد میگفتند که چرا پیش سلطان، ایاز از ما مقربتر باشد و دریافتن سلطان ضمیر ایشان و بشکستنِ گوهر شبافروزشان امتحان کردن و ناشکستن ایشان گوهر را و تحسین کردن پادشاه و عاقبت به دست ایاز رسیدن و شکستن ایاز آن گوهر شبافروز را
آن جهان قدیم پاینده
کین جهان از وی است زاینده
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۶۱ - در بیان آنکه معجز اکبر، سخن اولیاست، زیرا در معجزهها و کراماتها سحر و جادوی و سیمیا گنجد و ساحران جنس معجزه بسیار مینمایند. همچنین ضمایر را که کرامات اولیاست رمّالان و کاهنان و جوزبازان و پریزدگان میگویند، اما در سخن ایشان هیچ از اینها نمیگنجد
تا بمانی تو نیز پاینده
فارغ از رفته و ز آینده
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۶۷ - در بیان آنکه عالم چون کوهی است. و افعال و اقوال آدمیان چون صداها که بشخص وا میگردد بدی را بدی و نیکی را نیکی که انالانضیع اجرمن احسن عملا
یک حیات لطیف پاینده
فارغ از رفته و ز آینده
همام تبریزی » مثنویات » شمارهٔ ۸ - در ستایش علمی که بدان مستفیذ می توان شد
هردو مشکین و جان فزاینده
از ره لطف حق نماینده
شیخ محمود شبستری » سعادت نامه » باب اول » فصل اول » بخش ۲ - عین الیقین
صفت او چو اوست پاینده
هم نمود است و هم نماینده