×
عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰
دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بود
دودم ز سینه راه ثریا گرفته بود
جان را ز روی لعل تو در تنگ آمده
دل را ز شوق زلف تو سودا گرفته بود
میدید شمع در من و میسوخت تا به روز
[...]
۷ بیت