×
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۲۴
روزی بینی مرا به خاک افتاده
وز تیغ اجل به سینه چاک افتاده
جان روی به عالم بقا آورده
تن بر سر بستر هلاک افتاده
۲ بیت
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم » بخش ۶۴ - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی
شیخ دیدش به خاک افتاده
چشم ها در مغاک افتاده
۱ بیت