×
اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱
گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
خوشم کاین بیخبر دیوانه مست است
به یاد چشم او جامی کشیدم
در و دیوار این کاشانه مست است
دل دیوانه از چشم تو شد مست
[...]
۴ بیت