×
عطار » مختارنامه » باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر » شمارهٔ ۶۲
چون لایق گنج نیست ویرانهٔ عمر
می نتوان شد مقیم هم خانهٔ عمر
وقت است که درخواب شوم، بو که شوم!
زیرا که به آخر آمد افسانهٔ عمر
۲ بیت
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۰۶
آنرا که اجل شکست پیمانه عمر
وز جور اجل برون شد از خانه عمر
گوید بزبان حال اگر فهم کنی
کای رند نماز کن بشکرانه عمر
۲ بیت