گنجور

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱

 

مژده ای دل هان که ما را مژده جان آمده‌ست

وز نسیم صبح بوی زلف جانان آمده‌ست

تن مزن ای دل! بزن دستی و جان را برفشان

زانکه این خوش مژده در دل از ره جان آمده‌ست

نیم شبخیزان دولت جوی را اندر مشام

[...]

۴۹ بیت
مجیرالدین بیلقانی
 

ادیب صابر » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶

 

دولت سلطان ما فرمان یزدان آمده ست

هر چه سلطان خواست زین دولت همه آن آمده ست

هر زمان یزدانش عز نو دهد در مملکت

تا سر تیغش معز دین یزدان آمده ست

از سلاطین جهان هرگز نیامد در وجود

[...]

۳۵ بیت
ادیب صابر