×
اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۹
چشم است و نور دیده خیالت در آینه
حور است و باغ خلد وصالت در آینه
نظاره نقشبند پریخانه گشته است
تا دیده جلوه خط و خالت در آینه
طوطی نگشتی آینه گر آه از این شعور
[...]
۵ بیت