انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰
بوطالب نعمه ای سپهرت طالب
بر تابش آفتاب رایت غالب
در دور زمانه یادگاری نگذاشت
بهتر ز تو گوهری علی بوطالب
انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱
هرچند که بر جزو بود کل غالب
باشد همه جزو کل خود را طالب
جزویست که کل خویش را ماند راست
بوطالب نعمه از علی بوطالب
انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲
ای گوهر تو بر آفرینش غالب
چون رحمت ایزد همه خلقت طالب
از جملهٔ اولاد نبی چون تو کراست
فرزند تو و هر دو علی بوطالب
عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۱) حکایت سرپاتک هندی
چو چندان رنج برد آن مرد طالب
که تا شد جان او بر نفس غالب
عطار » بیان الارشاد (مفتاح الاراده) » بخش ۱۹ - در تحقیق صحبت فرماید
همیشه آن نظر را باش طالب
که تا گردد محبت بر تو غالب
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۳۵ - در خبر دادن سلطان العارفین بایزید فرماید
از آنِ ظاهرت بنگر که غالب
شوی آخر چو هستی مر تو طالب
عراقی » عشاقنامه » فصل پنجم » بخش ۱ - سر آغاز
چون شد اندر دلش صفا غالب
نشد او جز جمال را طالب
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۴۹ - در تفسیر این آیه که الا ان اولیاء الله لاخوف علیهم و لاهم یحزنون
هست از نامهاش یک طالب
طلب جمله عکس آن غالب
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۷۸ - در معنی این حدیث که «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک»؛ این تن را که دوستتر از همه میداری و بر وی لرزی از او قویتر دشمنی نداری
حال بد را بدَل کن ای طالب
تا که قال خوشت شود غالب
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۷۹ - در تفسیر این آیت که فمنکم کافر و منکم مؤمن هم کفر و ایمان در تو مضمر است، و هم زمینی و هم آسمانی تا آخر الامر کدام صفت غالب شود که الحکم للغالب
هر کدامین که بر تو شد غالب
از شمار و ل ی تو ای طالب
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۹۴ - مثل آوردن حکایت مرد خفته را که دهانش باز مانده بود ماری در دهانش رفت سواری عاقل آن را بدید، گفت اگر این مرد را از حال آگاه کنم از ترس زهرهاش بدرد به از این نیست که بالزام و زخم چوب او را از این میوههای کوه درخورد دهم و زیر و بالایش بسیار بدوانم باشد که قی کند و مار با آن قی از شکم او بدر آید، همچنان کرد. اولیاء نیز اگر از زشتی نفس بخلق خبر دهند زهرهشان بدرد و از اطاعت و کوشش بمانند لیکن ایشان را بطریق بر عملی دارند که عاقبت از نفس برهند
چونکه بیحد دوید آن طالب
شد ز ناگاه قی بر او غالب
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۰۶ - در بیان آنکه هر نفسی که آدمی در دنیا میزند و آن رادر نظر نمیآورد عنداللّه هیچ ضایع نیست و عاقبت همه پیش خواهد آمدن از خیر و شر، چنانکه میفرماید که فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره
چه قدر فهم دارد آن طالب
یا چه حالت بر او بود غالب
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۱۳ - در تفسیر این آیت که ائتیا طوعاً او کرهاً، و در معنی وان من شیئی الا یسبح بحمده
از دل و جان شوی ورا طالب
سوی او میل تو شود غالب