گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۶

 

آنشمع که حسنش دل ارباب وفا سوخت

در هرکه زد آتش رخ او جان مرا سوخت

گفتم که چرا سوختی ام خنده زنان گفت

از شمع نپرسند که پروانه چرا سوخت

آنکس که زند طعنه بمن ز آتش عشقش

[...]

۷ بیت
اهلی شیرازی
 

مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » ترجیعات » ترجیع ۲: تا کی باشم به غم گرفتار

 

تا آتش این هوا مرا سوخت

بر من دل آتش و هوا سوخت

صبر است دوای درد عاشق

بی‌چاره دل مراد واسوخت

بستی در مدعا به رویم

[...]

۹ بیت
مجذوب تبریزی