گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۳

 

هر کرا در دل بود بازار یار

عمر و جان و دل کند در کار یار

خاصه آن بی دل که چون من یک زمان

بر زمین نشکیبد از دیدار یار

کبک را بین تا چگونه شد خجل

[...]

۱۵ بیت
سنایی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰

 

زین پیش داشت یار غم کار و بار یار

آخر فرو گذاشت به یکبار کار یار

عمری گذشت تا سخنم را به هیچ وجه

در خود نداد ره، دهن تنگ بار یار

چندانکه می‌روم ز پی یار جز غبار

[...]

۱۰ بیت
سلمان ساوجی
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۰

 

کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار

کرده کسب این ماجرا از چرخ کج رفتار یار

از لطافت همچو جان جانان نیاید در نظر

دیده را بی پرده گردد مانع دیدار یار

می کند دلجویی ما زخم کاری بیشتر

[...]

۱۱ بیت
نورس دماوندی
 

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » مثنوی پیک صبا

 

بوسه ای زن بر در و دیوار یار

عطر سازی کن تو در گلزار یار

۱ بیت
وفایی مهابادی