×
اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۶
شراری را نماند جا در آتش
نشیند تا دلم تنها در آتش
نظرگاه دل دیوانه ماست
توان کردن تماشاها در آتش
سر و کار دلم با اشک و آه است
[...]
۹ بیت