گنجور

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵

 

دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم

این مرغ بسمل از دم تیغت کجا بریم

یاران مدد کنید که از وادی جنون

دیوانه دل گرفته به دارالشفا بریم

این مایه معصیت نه سزاوار بخشش است

[...]

۸ بیت
عرفی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۱

 

هر جا که نام درد دل مبتلا بریم

رنگ اثر ز چهرة سعی دوا بریم

چون نبض خسته می‌جهد این جا دل مسیح

بیمار عشق را چه به دارالشّفا بریم!

اظهار درد بیشتر از درد می‌کشد

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی