گنجور

عطار » مختارنامه » باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن » شمارهٔ ۱۲

 

چون پنداری در بُنهٔ ما افتاد

صد فرعونی ز ما به صحرا افتاد

پر مشغله و خروش کردی عالم

کافسوس که شبنمی به دریا افتاد

۲ بیت
عطار
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۷

 

تا دلم در خم آن زلف سمن سا افتاد

کار من همچو سر زلف تو در پا افتاد

بسکه دود دل من دوش ز گردن بگذشت

ابر در چشم جهان بین ثریا افتاد

راستی را چو ز بالای توام یاد آمد

[...]

۹ بیت
خواجوی کرمانی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۴۷ - به وصل رسیدن درویش و دوری او بار دیگر به جور رقیب

 

عاشق از وصل چون جدا افتاد

دست بر سر زد و ز پا افتاد

۱ بیت
هلالی جغتایی