×
رهی معیری » رباعیها » در ماتم صبحی
دردا که بهار عیش ما آخر شد
دوران گل از باد فنا آخر شد
شب طی شد و رفت صبحی از محفل ما
افسانه افسانهسرا آخر شد
۲ بیت