گنجور

 
۱
۳۳
۳۴
۳۵
۳۶
۳۷
۶۵۹۲
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۶

 

همه دیانت و دین ورز و نیک‌رایی کن

که سوی خلد برین باشدت گذرنامه

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۷

 

موی سپید و روی سیاه و رخ بچین

بوزینه‌ی خرف شده و گشته کاینه

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۸

 

همی فزونی جوید اواره بر افلاک

که تو به طالع میمون بدو نهادی روی

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۹

 

زنی پلشت و تلاتوف و اهرمن‌کردار

نگر نگردی از گرد او که گرم آیی

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده از رباعیات » شمارهٔ ۱

 

پیش ورزا رخنه‌ی اشعار مرا

بی‌قدر مکن به گفت گفتار مرا

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده از رباعیات » شمارهٔ ۲

 

ای قامت تو به صورت کاونجک

هستی تو به چشم هر‌کسی بلکنجک

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده از مثنویی در بحر خفیف » شمارهٔ ۱

 

چون تن خود به برم پاک بشست

از مسامش تمام لؤلؤ رست

نرم‌نرمک از برم بیرون شد

مهرش از آنچه بود افزون شد

۲ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده از مثنویی در بحر خفیف » شمارهٔ ۲

 

کرد از بهر ماست تیریه خواست

زانکه درویش بود عاریه خواست

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده از مثنویی در بحر خفیف » شمارهٔ ۳

 

تنش از نازکی ز بار نظر

کسوت خون کشد چو لاله به بر

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » ابیات پراکنده از مثنویی در بحر خفیف » شمارهٔ ۴

 

چون برون کرد زو هماره و هنگ

در زمان درکشید محکم تنگ

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » منسوبات » شمارهٔ ۱

 

دردا که در این زمانهٔ غم‌پرورد

حیفا که در این بادیهٔ عمرنورد

هر روز فراق دوستی باید دید

هر لحظه وداع همدمی باید کرد

۲ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » منسوبات » شمارهٔ ۲

 

دوشم گذر افتاد به ویرانهٔ طوس

دیدم جغدی نشسته جای طاووس

گفتم: چه خبر داری از این ویرانه؟

گفتا خبر این است که: «افسوس! افسوس!»

۲ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » منسوبات » شمارهٔ ۳

 

چو اسکندر به زاری در زمین خفت

حکیمی بر سر خاکش چنین گفت

که شاها تو سفر بسیار کردی

ولیکن نه چنین کاین بار کردی

۲ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » منسوبات » شمارهٔ ۴

 

چو آلیزنده شده در مرغزاری

نباشد بر دلش از بار باری

۱ بیت
شهید بلخی
 

شهید بلخی » منسوبات » شمارهٔ ۵

 

اگر بازی اندر چغو کم نگر

وگر باشه‌ای سوی بطّان مپر

۱ بیت
شهید بلخی
 

ابوالمؤید بلخی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۱ - رباعی

 

صفرای مرا سود ندارد نلکا

درد سر من کجا نشاند علکا

سوگند خورم به هر چه دارم ملکا

کز عشق تو بگداخته ام چون کلکا

۲ بیت
ابوالمؤید بلخی
 

ابوالمؤید بلخی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۲ - ابیاتی از یک قصیده

 

انگشت را ز خون دل من زند خضاب

کفی کزو بلای تن و جان هر کس است

عناب و سیم اگر نبودمان روا بود

عناب بر سبیکهٔ سیمین او بس است

۲ بیت
ابوالمؤید بلخی
 

ابوالمؤید بلخی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۳

 

چون بر آهنجیدن تیغش بدید

در تن شیر ژیان شد زهره آب

۱ بیت
ابوالمؤید بلخی
 

ابوالمؤید بلخی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۴

 

هشیار و دلیر و سخت‌کوش است

پرخاش‌خر است و جان‌فروش است

۱ بیت
ابوالمؤید بلخی
 

ابوالمؤید بلخی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۵

 

دل تا داشت پر ز خون باشد

ساغر عیش او نگون باشد

۱ بیت
ابوالمؤید بلخی
 
 
۱
۳۳
۳۴
۳۵
۳۶
۳۷
۶۵۹۲
 
تعداد کل نتایج: ۱۳۱۸۳۲