گنجور

شمس مغربی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۱

 

رفتم به خرابات مغان سر بنهم

من در قدم پیر مغان سر بنهم

۱ بیت
شمس مغربی
 

شمس مغربی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۲

 

چند در طلب پیر مغان می کوشم

تا در کف او جام پیاپی نوشم

۱ بیت
شمس مغربی
 

شمس مغربی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۳

 

چون بخورم باده شوم مست ازو

نیست شوم باز شوم هست از او

۱ بیت
شمس مغربی
 

شمس مغربی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۴

 

آنچه جان یابد از انفاس خوشت هر نفسی

چونکه کس محرم آن نیست نگویم به کسی

طعمه باز به گنجشک نشاید دادن

سر عنقا نتوان گفت به پیش مگسی

سر دریا به گهر گوی چه گویی با کف

[...]

۴ بیت
شمس مغربی