گنجور

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۸ - نیز در مدیحه گوید

 

زهی! از آدم و حوا نگشته چون تویی پیدا

ز تو در خلد آسوده روان آدم‌ و حوا

مفاخر بر درت واقف، معالی بر تنت عاشق

فضایل در دلت مضمر، مکارم از کفت پیدا

بحشمت دست جاه تو گرفته مرکز اغبر

[...]

۳۶ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح اتسز خوارزمشاه

 

قاهر اصحاب بدعت ، ناصر اعلام دین

صدر دولت را مغیت و اهل ملت را معین

خسرو و غازی ، علاء دولت ،آن شاهی که هست

بر سریر مملکت صاحب قران راستین

آن خداوندی ، که در هیجا جهاندرخش کین

[...]

۳۶ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۸۴ - در مدح ملک اتسز

 

ای هوای تو مرا بی سر و سامان کرده

روضهٔ عیش مرا کلبهٔ احزان کرده

من ترا چون دل و جان کرده گرامی و مرا

غم و اندیشه تو بی دل و بی جان کرده

زلف تو هست پریشان و مرا اندوه تو

[...]

۳۶ بیت
وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۹۲ - در مدح ملک اتسز

 

نگارا تا تو از سنبل تراز ارغوان کردی

رخ چون ارغوان من برنگ زعفران کردی

ز مشک روی من کافور پیدا گشت از آن حسرت

که تو کافور روی خود مشک اندر نهان کردی

چون ماه آسمان تا روی تو خرمن زد از عنبر

[...]

۳۶ بیت
وطواط