گنجور

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۲ - در حق رئیس الدین

 

ای جهان کرم رئیس الدین

ای جهان در طلب رضای ترا

بر سپهر معالی آن بدری

که نپوشد زمین ضیای ترا

مجلس ما پر از کواکب شد

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۲۰ - مقطع

 

آوخ ! آوخ ! وای وای و درد درد!

دل ز درد آزاد داری روی زرد

از رخ زردم روان و ز دل روان

وز روان زی دل روان آزار و درد

دور دارد آرزوی دل ز دور

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۳۰ - در مطایبه

 

روسبی خواهران زنی چندند

که خری را بیک نواله کنند

در وثاق من آمدند امروز

تا بلا را بمن حواله کنند

دفع ایشان نمی توانم کرد

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۴۳ - در مطایبه

 

هرگز آن راحتم نخواهد شد

کان نگار از خمار مینالید

خفته در روی و چاکری مشفق

پشت او را بناز می مالید

کیر اندر میان شلوارم

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۴۴ - خطاب بملک اتسز

 

دانی ، شها ، که دور فلک در هزار سال

چون من یگانه ای ننماید بصد هنر

گر زیر دست هر کس و ناکس نشانیم

اینجا دقیقه ایست ، شناسم من این قدر

بحرست مجلس تو و در بحر بی خلاف

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۶۶ - در خواستن شراب

 

ای ز نور شراب خانهٔ تو

روی آفاق همچو دست کلیم

یک صراحی شرابمان بفرست

باشد این نزد همت تو سلیم

هست نایافت باده اندر شهر

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۶۹ - در حکمت

 

اگر آید ز دوستی گنهی

بگناهی نباید آزردن

ور زبان را بعذر بگشاید

باید آن عذر نیک بپذردن

زانکه نزدیک بخردان بترست

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۷۸ - د رحق شمس الدین

 

شمس دین ، ای خدمت درگاه تو

بر همه آزادگان فرخ شده

از مهمات هدی امر ترا

سمع و طاعت از هدی پاسخ شده

در عری گاه سپهر خدعه گر

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۸۵ - در صنعت مقطع

 

از دل راد او رود رادی

زان دل راد دارم آزادی

زردی از رخ ز دودش آن دل راد

ای دل راد ، داد او دادی

درد دارد ز زار دل زارش

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۸۷ - در شکایت

 

ز آن روز که گفتی : پس ازین جور کنم کم

بسیار بیفزودی و کم هیچ نکردی

گفتم : نکنم با تو وفا ، ترک کنی ، زانک

هر چیز که گفتی : نکنم ، هیچ نکردی

گفتی : چو بمیری بسر خاک تو آیم

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۸۹ - در حق امیر مسعود

 

ای گرانمایه تربت میمون

ای مکان امیر مسعودی

تازه بادی چو خلد عدن ، که تو

خوابگاه شجاعت و جودی

از بقاع زمین نه ای ، که بدو

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۹۵ - نیز در ترجمۀ شعر تازی

 

من همان گویم کان لاشه خرک

گفت و می کند بسختی جانی

چه کنم ؟ بار کشم ، راه روم

که مرا نیست جزین درمانی

یا بمیرم من و یا خر بنده

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مسمط مصنوع

 

اصطناع کرمت مانع هر شدت

و ارتفاع هممت دافع هر ظلمت

عاقلان ز بیان تو همه همت

سایلان را ز بنان تو همه نعمت

تا جهان است در او باد ترا لذت

[...]

۳ بیت
وطواط
 

وطواط » مسمط مصنوع

 

جود تو جسم کرم را چو روان

هنرت چشم کرم را چو بصر

همه اقوال سدید تو مثل

همه افعال حمید تو سمر

شده گویندهٔ مدحت دلشاد

[...]

۳ بیت
وطواط