گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۱

 

تا با خبرم ز تو ندارم خبری

وز مایی و وز منی نمانده اثری

بی خود نگرم به خود خدا می ‌بینم

اینست نظر به چشم ما کن نظری

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۲

 

از فقر به عالم معانی برسی

از ترک به ذوق آن جهان برسی

گر ترک وجود ما سوی اللّه کنی

چون خضر به آب زندگانی برسی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۳

 

گر زانکه نه در بند هوا و هوسی

با ما نفسی بر آ اگر همنفسی

این یک نفس عزیز را خوار مدار

دریاب که بازماندهٔ یک نفسی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۴

 

خواهی که درین زمانه اوحد باشی

در حضرت ذوالجلال مفرد باشی

دارم سخنی که عقل گوید احسن

چون نیک توان بود چرا بد باشی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۵

 

گر عالم سر لی مع اللّه شوی

دانندهٔ راز بنده و شاه شوی

گر صورت و معنی جهان دریابی

واقف ز رموز نعمت اللّه شوی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۶

 

بی رنگ اگر ز رنگ آگاه شوی

دانندهٔ سرّ صبغة‌اللّه شوی

گر نعمت او بی حد و عد بشناسی

حقا که تو نیز نعمت‌اللّه شوی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۷

 

گر مست شراب اذکروا اللّه شوی

گویا به دم انطقنا اللّه شوی

وز نعمت حق را تو به حق بشناسی

حقا که تو نیز نعمت اللّه شوی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۸

 

هم تازه گلی هم شکری هم نمکی

بر برگ گل سرخ چکیده نمکی

خوبان جهان به جملگی چون نمکند

شیرین نبود نمک تو شیرین نمکی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۹

 

گفتم به لبانت که سراسر نمکی

گفتا تو چه دانی لب من تا نمکی

گفتم که درین مدینه هستی تو رسول

گفتا که محمدم ولیکن نه مکی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۰

 

زنهار دلا مکوش جز بر نیکی

زیرا که زیان نکرد کس در نیکی

گر زان که کسی به جای تو نیک نکرد

تو نیکی کن به جای او گر نیکی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۱

 

گر زان که به ذوق علم ما را دانی

خود را بشناسی و خدا را دانی

گر دُردی درد دل چو ما نوش کنی

آن دُردی درد دل دوا را دانی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۲

 

ای آنکه طلبکار جهان جانی

جانی و دلی و بلکه خود جانانی

مطلوب توئی طلب توئی طالب تو

دریاب که بی تو هر چه جویی آنی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۳

 

وقتی که توکلت فراموش کنی

با دلبر من دست در آغوش کنی

ور زان که سبو کشی و منت داری

جامی ز می توکلم نوش کنی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۴

 

بردار ز پیش پردهٔ خود بینی

زین سان که تویی اگر کنی خود بینی

ابلیس سزای خود ز خود بینی دید

تو نیز مکن و گر کنی خود بینی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۵

 

تا جامع اسرار الهی نشوی

شایستهٔ تخت پادشاهی نشوی

تا غرقهٔ دریا نشوی همچون ما

دانندهٔ حال ما کماهی نشوی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۶

 

بی آینه تمثال نماید هی هی

بی مهر به شب ماه بر آید هی هی

سوزد سبحات وجه او دیدهٔ ما

گر پردهٔ وجه برگشاید هی هی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۷

 

با عقل حدیث عشق گویی هی هی

در کتم عدم وجود جویی هی هی

جامی و شراب و عاشق و معشوقی

یک دم به خود آ که خود تو اویی هی هی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۸

 

در کتم عدم وجود جویی هی هی

با ما سخنی ز ذات گویی هی هی

موجی و حباب نزد ما هر دو یکی است

بر آب نشسته آب جویی هی هی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۹

 

با عقل حدیث عشق گوئی هی هی

در کتم عدم وجود جوئی هی هی

جامی و شراب و عاشق و معشوقی

یکتا به خود آ که خود تو اوئی هی هی

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۰

 

در عالم حسن بر همه شاه تویی

خوبان همه چون ستاره و ماه تویی

ای نور دو چشم و ای خلیل‌اللّه من

سجاده نشین نعمت‌اللّه تویی

شاه نعمت‌الله ولی
 
 
۱
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷