×
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان اویس
بختم از بادیه در کعبه علیا آورد
بازم اقبال بدین حضرت اعلا آورد
منم آن قطره که انداخت سحابم بر خاک
باز برداشتم از خاک و به دریا آورد
در محاق ارچه مه طالع من بود به قوص
[...]
۵۱ بیت
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۹ - در مدح سلطان اویس
دو دُر دَر دُرج دولت داشت این فیروزه گون طارم
سزای افسر شاهی، صفای جوهر عالم
سعادت هر دو را باهم، به عقدی کرد پیوندی
وزان پیوند شد پیدا، نظام گوهر آدم
جهان را می کند بنیاد سوری آسمان امشب
[...]
۵۱ بیت
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۷ - در مدح سلطان اویس
منت خدای را که به تعید ذو المنن
رونق گرفت شرع به پیرایهٔ سنن
خلقی است متفق همه بر سنت اویس
ملکی است مجتمع همه بر سیرت حسن
سوری است ملک را که موسون است تا ابد
[...]
۵۱ بیت