گنجور

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۳ - درمرثیه میر قاسم

 

دریغا که خورشید روز جوانی

چو صبح دوم بود کم زندگانی

دریغا خرامنده سروی که بودش

درین مرز ایران زمین مرزبانی

دریغا سواری که جز صید دلها

[...]

۲۷ بیت
سلمان ساوجی