فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۲
میان سپهدار و آن سرو بن
زنی بود گوینده شیرین سخن
پیام آوریدی سوی پهلوان
هم از پهلوان سوی سرو روان
سپهدار دستان مر او را بخواند
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۵
چو گشتاسپ نزدیک دریا رسید
پیاده شد و باژ خواهش بدید
یکی پیرسر بود هیشوی نام
جوانمرد و بیدار و با رای و کام
برو آفرین کرد گشتاسپ و گفت
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۸
چنین گفت رستم به اسفندیار
که کردار ماند ز ما یادگار
کنون داد ده باش و بشنو سخن
ازین نامبردار مرد کهن
اگر من نرفتی به مازندران
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۲
چو شد روز رستم بپوشید گبر
نگهبان تن کرد بر گبر ببر
کمندی به فتراک زین برببست
بران بارهٔ پیل پیکر نشست
بفرمود تا شد زواره برش
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۳
بدانگه که رزم یلان شد دراز
همی دیر شد رستم سرفراز
زواره بیاورد زان سو سپاه
یکی لشکری داغدل کینهخواه
به ایرانیان گفت رستم کجاست
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۲
چو بیگاه گازر بیامد ز رود
بدو جفت او گفت هست این درود
که باز آمدی جامهها نیمنم
بدین کارکرد از که یابی درم
دل گازر از درد پژمرده بود
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳
چنان بد که روزی به نخچیر شیر
همیرفت با چند گرد دلیر
بشد پیر مردی عصایی به دست
بدو گفت کای شاه یزدانپرست
به راهام مردیست پرسیم و زر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۳
هم آنگه یکی نامه بنوشت زود
بران آفرین آفرین بر فزود
که با موبد یکدل و پاک رای
زدیم از بد و نیک ناباک رای
ز هرگونهای داستانها زدیم
[...]
فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۰
دبیر خردمند را پیش خواند
دل آگنده بودش ز غم برفشاند
یکی نامه بنوشت پر آب چشم
ز بهر برادر پر از درد و خشم
بسوی فریبرز کاوس شاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۷
وز آن پس برآمد ز لشکر خروش
زمین و زمان شد پر از جنگ و جوش
ستاره پدید آمد از تیره گرد
رخ زرد خورشید شد لاژورد
سپهدار ترکان از آن انجمن
[...]