فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱
به پالیز چون برکشد سرو شاخ
سر شاخ سبزش برآید ز کاخ
به بالای او شاد باشد درخت
چو بیندش بینادل و نیکبخت
سزد گر گمانی برد بر سه چیز
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۵
از آن کار پر درد شد گرگسار
کجا زنده شد مرده اسفندیار
سراپرده زد بر لب آب شاه
همه خیمهها گردش اندر سپاه
می و رود بر خوان و میخواره خواست
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲
ز بلبل شنیدم یکی داستان
که برخواند از گفتهٔ باستان
که چون مست باز آمد اسفندیار
دژم گشته از خانهٔ شهریار
کتایون قیصر که بد مادرش
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۸
ز راه بیابان به شهری رسید
ببد شاد کآواز مردم شنید
همه بوم و بر باغ آباد بود
در مردم از خرمی شاد بود
پذیره شدندش بزرگان شهر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۷
سپهبد فرستاده را پیش خواند
بران نامور پیشگاهش نشاند
چو بشنید بیدار شاه جهان
فرستاده را خواند پیش مهان
بیامد جهاندیده دانای پیر
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۶
بغرید شنگل ز پیش سپاه
منم گفت گرداوژن رزمخواه
بگویید کان مرد سگزی کجاست
یکی کرد خواهم برو نیزه راست
چو آواز شنگل برستم رسید
[...]