گنجور

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱۱

 

سوی شاه ترکان رسید آگهی

کزان نامداران جهان شد تهی

دلش گشت پر آتش از درد و غم

دو رخ را به خون جگر داد نم

برآشفت و گفتا که نوذر کجاست

[...]

۳۳ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۷ - سخن دقیقی

 

بدو داد پس شاه بهزاد را

سپه جوشن و خود پولاد را

پس شاه کشته میان را ببست

سیه رنگ بهزاد را برنشست

خرامید تا رزمگاه سپاه

[...]

۳۳ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۶ - سخن فردوسی

 

چو این نامه‌ افتاد در دست من

به ماه گراینده شد شست من

نگه کردم این نظم سست آمدم

بسی بیت ناتندرست آمدم

من این زان بگفتم که تا شهریار

[...]

۳۳ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۶

 

فرامرز چون سوک رستم بداشت

سپه را همه سوی هامون گذاشت

در خانهٔ پیلتن باز کرد

سپه را ز گنج پدر ساز کرد

سحرگه خروش آمد از کرنای

[...]

۳۳ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴

 

ز عموریه مادرش را بخواند

چو آمد سخنهای دارا براند

بدو گفت نزد دلارای شو

به خوبی به پیوند گفتار نو

به پرده درون روشنک را ببین

[...]

۳۳ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۴

 

بخندید قیدافه از کار اوی

ازان مردی و تند گفتار اوی

بدو گفت کای خسرو شیرفش

به مردی مگردان سر خویش کش

نه از فر تو کشته شد فور هند

[...]

۳۳ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام شاپور » پادشاهی بهرام شاپور

 

خردمند و شایسته بهرامشاه

همی داشت سوک پدر چندگاه

چو بنشست بر جایگاه مهی

چنین گفت بر تخت شاهنشهی

که هر شاه کز داد گنج آگند

[...]

۳۳ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزه‌گر » بخش ۱۷

 

چو بهرام و خسرو به هامون شدند

بر شیر با دل پر از خون شدند

چو خسرو بدید آن دو شیر ژیان

نهاده یکی افسر اندر میان

بدان موبدان گفت تاج از نخست

[...]

۳۳ بیت
فردوسی