×
عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گوید
وای بر من که روز شب شدهام
دایما همنشین و همدم قرض
مدتی گرد هرکسی گشتم
بو که آرم به دست مرهم قرض
آخرالامر هیچکس نگشاد
[...]
۴ بیت
عبید زاکانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲ - مثنوی در وصف ایوان شاه شیخ ابواسحاق
خدایا تا خم طاق دو رنگی
گهی رومی نماید گاه زنگی
خم ایوان شاه کامران را
ابواسحاق سلطان جهان را
به رفعت با فلک دمساز گردان
[...]
۴ بیت
عبید زاکانی » عشاقنامه » بخش ۱۴ - رسیدن جواب عاشق بمعشوق
چو این پیغامها در گوش کردم
بکلی ترک عقل و هوش کردم
ز شوقش آتشی در جانم افتاد
دلم دریای خون از دیده بگشاد
ولی میداد هردم دل گوائی
[...]
۴ بیت