گنجور

عبید زاکانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش باده و تخلص به مدح

 

باز به صحرا رسید کوکبهٔ نوبهار

ساقی گلرخ بیا بادهٔ گلگون بیار

زان می چون لعل ناب کز مدد او مدام

عیش بود بر دوام عمر بود خوشگوار

روح فزائی که او طبع کند شادمان

[...]

۳۵ بیت
عبید زاکانی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱ - در مدح خواجه رکن‌الدین عمیدالملک وزیر

 

ساقیا موسم عیش است بده جام شراب

لطف کن بسته لبان را به زلالی دریاب

قدح باده اگر هست به من ده تا من

در سر باده کنم خانهٔ هستی چو حباب

در حساب زر و سیم است و غم داد و ستد

[...]

۳۵ بیت
عبید زاکانی
 

عبید زاکانی » عشاق‌نامه » بخش ۲۰ - وصف بهار

 

سحرگاهی که باد صبحگاهی

ببرد از چهرهٔ گردون سیاهی

شفق شنگرف بر مینا پراکند

فلک دردانه بر دریا پراکند

ز مشرق شاه خاور تیغ برداشت

[...]

۳۵ بیت
عبید زاکانی
 
لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود