گنجور

عبید زاکانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق و شرح احوال خود و تضمین قطعه‌ای از ظهیر فاریابی

 

تا فلک را میسر است مدار

تا زمین را مقرر است قرار

تا کند آفتاب زرپاشی

تا کند نوبهار نقاشی

تا بود در میانهٔ پرگار

[...]

۳۰ بیت
عبید زاکانی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۲ - در مدح سلطان اویس جلایری

 

ساقی بیار باده و پر کن به یاد عید

در ده که هم به باده توان داد، داد عید

بنمود عید چهره و اندر رسید باز

خرم وصال دلبر و خوش بامداد عید

تشریف داد و باز اساس طرب نهاد

[...]

۳۰ بیت
عبید زاکانی