گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در شکایت اهل روزگار و حسب حال خود گفته

 

ز تاب مشگل اگر نگسلد رگ جانم

که کار تنگ شد از پیچ و تاب دورانم

نمی‌رود به جنان پای کس به این تعجیل

که دست من ز جنون جانب گریبانم

بجاست پردهٔ گوش فلک که بسته هنوز

[...]

۵۰ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۹ - مثنوی در مرگ حیرتی شاعر

 

ای دل سخن از شه نجف کن

مداحی غیر برطرف کن

بگشای منقبت زبان را

بگذار حدیث این و آن را

تا رشحه‌ای از سحاب غفران

[...]

۵۰ بیت
محتشم کاشانی