گنجور

 
۱
۲
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱

 

در چنگ غمت ناله زیر است مرا

واین ناله زیر بارگیر است مرا

آن لحظه که از دست بخواهم رفتن

دستارچه تو دست‌گیر است مراا

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲

 

یا رب که حیات جاودانت بادا

صد سال دگر امن و امانت بادا

رنجی که رسید بر تن نازک تو

ای دوست نصیب دشمنانت بادا

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳

 

جز قد تو ای مایه شادی و طرب

جز روی تو ای پری‌وش حورنسب

کس سرو ندیده است که پوشیده قبا

کس ماه ندیده است که بربسته قب

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴

 

ای بسته دلم در سر آن زلف چو شب

وای تنگ شکر گشاده از شیرین‌لب

زاین روی که قند تو شکر می‌ریزد

گر تنگ شکر فراخ گردد چه عجب

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵

 

ای مه‌رخ مهرگستر شمس‌لقب

وای خسرو شکردهن شیرین‌لب

بی‌روی تو روز می‌نماید چون شب

بی‌شمس چو روز شب نماید چه عجب

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶

 

با آنکه بود مایه شادی و طرب

دل گفت که از لعل لبش بوسه طلب

گفتم نفسی لب به لب من برسان

گفتا که برو تا نرسد جانت به لب

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷

 

بر طرف قمر چو شاه دستار ببست

آیین کلاه‌گوشه خور بشکست

چون سرو قدش دید درآمد از پای

گل چون رخ او دید بیفتاد ز دست

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸

 

ای کژکله از من سخنی بشنو راست

در باغ لطافت چو قدت سرو نخاست

گویم که بده کامم گویی فردا

امروز بده که را امید فرداست

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹

 

تا مونس جان از من دل‌خسته جداست

آگاه ز حال دل این بنده خداست

تا گشت جدا از برم آن روح و روان

کلی غم دل فزود و از روح رکاست

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰

 

چون نرگس مخمور تو مست خواب است

پیوسته چرا معتکف محراب است

نه ترس ز حق دارد و نه شرم ز خلق

آن نرگس سیرآب عجب بی‌آب است

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱

 

آن نرگس شهلای تو بی‌شرم چراست

سنگین‌دل تو به سینه نرم چراست

آتش به دلم فکند عناب لبت

چون عناب است این چنین گرم چراست

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۲

 

شخص تو ز جان و دل نه از آب و گل است

خورشید از این وجه ز رویت خجل است

دستار تو آشفته از آن شد که مدام

در هر شکنی هزار آشفته‌دل است

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۳

 

خواهم که ببوسم آن خط مشکینت

در بر گیرم سرو قد سیمینت

گر زآن لب شیرین بدهی کام دلم

من جان بدهم بر دهن شیرینت

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۴

 

ای روشنی روی زمین از رویت

وآشفتگی حال من از گیسویت

مشاطه از آن به شانه زلفت پیراست

تا فرق بود میان ماه و رویت

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۵

 

ای کعبه جان دردمندان کویت

وای قبله صاحب‌نظران ابرویت

دستار از این روی نهادی بر سر

تا فرق بود میان ماه و رویت

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۶

 

ره‌دار پسر که باد راهش آباد

جز من به وصالش دگری شاد مباد

دی در ره باد می‌گشود آن سر زلف

دائم دل عاشقان همی‌داد به باد

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۷

 

صاحب‌نظران که عارضت می‌بینند

از لاله ملول و فارغ از نسرینند

زآن پیش که گل بریزد از باغ رخت

بگذار که این خسته‌دلان می‌چینند

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۸

 

جز شمع که را رای که رویت بیند

یا صحبت دل‌فروز تو بگزیند

ما بنشینیم و او باستد بر پا

وآنگاه بخفتیم که او بنشیند

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۹

 

با آنکه همیشه با منش جنگ بود

وز نام من دل‌شده‌اش ننگ بود

گفتم که در ان دهان تنگت شکر است

گفتا که شکر همیشه در تنگ بود

۲ بیت
روح عطار
 

روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۰

 

با آنکه جز او مونس جانم نبود

بی‌او هوس جان و جهانم نبود

گفتم جانا بی‌تو دلم بس تنگ است

گفتا که بتنگی دهانم نبود

۲ بیت
روح عطار
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۷