گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۹

 

چون چراغ روز، با آن روشنایی آفتاب

هست با رویش خجل از خودنمایی آفتاب

از خجالت مشرق پروین شود رخساره اش

چهره گر با او شود از بی حیایی آفتاب

آب را مانع ز گردیدن شود در دیده ها

[...]

۲۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴۸

 

بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنم

تأملی که ندارم به کار خویش کنم

کنم چو صیقل فولاد، رویی از آهن

جلای آینه پر غبار خویش کنم

نهم چو آینه روز شمار را در پیش

[...]

۲۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۶۶

 

به روی گرم اگر تابنده باشی

چراغ مردم بیننده باشی

چو گل گر با لب پرخنده باشی

بهار مردم بیننده باشی

شبی گر بر مراد بنده باشی

[...]

۲۸ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۶ - در توصیف صفی آباد

 

می می چکد از آب و هوای صفی آباد

جامی است پر از باده بنای صفی آباد

اشرف که بهشت است ازو در عرق شرم

بالا نکند سر ز هوای صفی آباد

هر چند به اشرف نرسد هیچ مقامی

[...]

۲۸ بیت
صائب تبریزی