گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶

 

بر نمی آید مراد از کعبه گل عشق را

هست محراب دعا از رخنه دل عشق را

می چو خون گرم جوشد از ته دل عشق را

مطرب از خانه است چون مرغان بسمل عشق را

موج سازد خوش عنان دریای لنگردار را

[...]

۲۵ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶۶

 

گذشت از نظرم یار سرگران فریاد

نظر نکرد به این چشم خونفشان فریاد

به یک دهن چه فغان سر کنم، که سینه من

تهی ز ناله نگردد به صد دهان فریاد

ز آه سرد شود بند بند من نالان

[...]

۲۵ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۰۲

 

چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی

آه افسوس است سرو جویبار زندگی

نیست غیر از لب گزیدن نقلی این پیمانه را

دردسر بسیار دارد میگسار زندگی

برگ او از دست افسوس و ثمر بار دل است

[...]

۲۵ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۴۱

 

بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟

که به صد ناز در اندیشه ما می آیی؟

مگر از سیر خود ای ماه لقا می آیی؟

که عجب در نظر من به صفا می آیی؟

می چکد خون ز دم تیغ نگاهت امروز

[...]

۲۵ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۸ - در توصیف جشن بهار و مدح نواب ظفرخان

 

تذرو بال فشان گردد از غبار بسنت

رود بهار به گرد از گل عذار بسنت

گذشت فصل خزان شکسته رنگیها

رسید موسم رنگین نوبهار بسنت

بهار با همه سامان بی نیازی رنگ

[...]

۲۵ بیت
صائب تبریزی