گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲۸

 

لوح محفوظ شد آن دیده که حیران تو شد

گشت سی پاره دل هر که پریشان تو شد

گوی سبقت ز مه و مهر درین میدان برد

سر سودازده تا زخمی چوگان تو شد

عشق محجوب چه گل چیند ازان رو، که هوس

[...]

۲۴ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵۸

 

پرده مشکین به چشم شوخ بسته است آن نگار؟

یا شده است از ناف آهوی ختن مشک آشکار

چشم عیارش لباس شبروان پوشیده است؟

یاز موج افکنده بحر حسن عنبر بر کنار

پاره ای گشته است از خورشید تابان منکسف ؟

[...]

۲۴ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸۶

 

کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهار

پر برآرد لنگر تمکین درایام بهار

خنده شادی نمی دارد دوامی همچو برق

طی به لب وا کردنی می گردد ایام بهار

نعل ابر نوبهاران است در آتش ز برق

[...]

۲۴ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲۵

 

مشو چو موج شلاین به هر کنار و برو

کمند طول امل را فراهم آر و برو

جهان تیره نه جای سپیدکاران است

سبک ز دل نفسی چون سحر برآر و برو

بریز برگ تعلق ز خود مسیحاوار

[...]

۲۴ بیت
صائب تبریزی