گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹

 

جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرم

یعنی غلامِ شاهم و سوگند می‌خورم

ساقی بیا که از مددِ بختِ کارساز

کامی که خواستم ز خدا شد مُیَسَّرَم

جامی بده که باز به شادیِّ رویِ شاه

[...]

۲۵ بیت
حافظ