گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه

 

دل روی مراد از آن ندیده است

کز اهل دلی نشان ندیده است

دل هر دو جهان سه باره پیمود

یک اهل در این میان ندیده است

در شیب و فراز این دو منزل

[...]

۸۰ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۲ - درستایش اصفهان

 

نکهت حور است یا هوای صفاهان

جبهت جوز است یا لقای صفاهان

دولت و ملت جنابه زاد چو جوزا

مارد بخت یگانه زای صفاهان

چون زر جوزائی اختران سپهرند

[...]

۸۰ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۴ - در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی

 

آن نه روی است آنکه آشوب جهان است آنچنان

و آن نه زلف است آنکه دست آویز جان است آنچنان

زلف او زنجیر گردون است و بیدادی کند

گرچه او از بهر انصاف جهان است آنچنان

راست خواهی با من از هستی نشانی مانده نیست

[...]

۸۰ بیت
خاقانی